لوازم آرایشی گنجینه های روحیمان را به انزوا کشاندند
  • 1396/11/20 23:57:37
  • 8449
یادداشت؛

لوازم آرایشی گنجینه های روحیمان را به انزوا کشاندند

امروز در شرایطی که اقتصاد کشور لنگ جذب سرمایه گذاران خارجی برای پیشرفت و آبادانی و رسیدن به قله های رفیع موفقیت است شاهد جولان لوازم آرایشی و در حاشیه ماندن فرهنگ کتاب خوانی در مناطق مختلف هستیم.

به گزارش سرویس فرهنگی باریش نیوز،این روزها با جولان لوازم آرایشی در نقاط مختلف کشور فرهنگ کتاب خوانی به انزوا کشیده شده و می توان گفت که بازار امروز ایران در دستان لوازم آرایشی فروشان است و حتی  امروزه این ملزومات بهداشتی از وعده های غذایی بانوان و حتی دختران جوان و نوجوان هم مهمتر شده است.
امروزه با ضرس قاطع می توان گفت که کتاب و کتابخوانی علی الخصوص کتب معاصر در میان وعده های فرعی خانواده ها در جامعه نیز جایگاهی ندارند.
این را می توان با یک مراجعه گذرا به بازار لوازم آرایشی می توان به خوبی فهمید و متوجه شد که برندهای غربی و بی کیفیت و شاید قاچاق قیمت هایی بسیار بالاتر از حد تصور را به خود اختصاص داده اند و در وتیرین های رنگارنگ و بی نظیری برای خود جای گرفته اند.
شاید با این وجود هنگام ورود به بازار کتاب و کتابفروشی ها شاهد وجود هزاران کتاب با موضوعات مختلف ادبی، فرهنگی و علمی باشیم اما غافل از خریداران واقعی تنها یک کتاب از این میان برای خواندن یا هدیه دادن آن برای افراد دیگر!
شاید نتوان جز آه و افسوس واکنشی به این موضوع نشان داد که فروش سالانه کتاب شاید به فروش تنها یک قلم لوازم آرایشی در همان بازه زمانی نرسد! و این یعنی یک بحران جدی در حوزه فرهنگ و کتابخوانی!
واقعیت این است که بخش اعظمی از افراد جامعه ما دیگر در آن حد حوصله کتاب‌خوانی ندارند و تا آن اندازه ذهنشان درگیر موارد ارائه شده غربی شده که کسی فرصت بر زبان راندن نام کتاب را هم نمی کند.
اما این روزها در جامعه شاهد فاجعه ای بزرگتر هستیم، آن هم موضوعی با عنوان «هر جلد کتاب تنها ۵ هزار تومان!»
با گذری کوتاه از معابر اصلی شهر و دیدن بساط های کتاب و فروش کتاب های معاصر به قیمتی بسیار پایین تر از آن چه روی جلد موجود است، می توان به عمق قاجعه پی برد.
این حقیقت را باید باور کنیم که دیگر کتاب جایگاه قبلی را در میان مردم و حتی اهل فرهنگ ندارد و برگ برگ کتاب ها در گوشه و کنار خیابان ها و بساط های دستفروشان جان می دهند.
آن چه بیش از این موجب رنجش است؛ بی توجهی عابران پیاده به کتب کنار خیابان و بساط همین دستفروشانی است که تنها با اندکی تامل و نگاه دقیق تر قابل دسترسی است.
از افرادی که حتی زحمت ورق زدن که نه، بلکه زحمت نگاه کردن به کتبی با قیمت ۳ الی ۵ هزار تومان را هم به خود نمی دهند، چه انتظاری داریم جز اینکه هرروز بیشتر از دیروز به سمت تفکرات غربی و لوازم آرایشی ساخت همین غرب با ده ها ضرر جانی روی آورند و به این امر افتخار نیز کنند!
متاسفانه این روزها بساط ارزان فروشی کتاب به عنوان منبعی برای امرار معاش دستفروشان استفاده می شود، در حالی که کتاب باید غذای روح باشد نه سوهان روح!
دغدغه فروش کتاب تا جایی پیش می رود که فروشندگان آن در انتها مجبور شوند که گنجینه های ارزشمند مدفون در خاک ناشی از گرد و غبار قدوم عابران پیاده را به دستگاه های تخمیر و بُرش بسپارند و از بین برند و خاطره ای تلخ یا شیرین از این دنیا را منهدم سازند!
به راستی چه کسانی مسئولیت نظارت و ساماندهی بر خاک خوردن کتاب هایی که حاصل دسترنج چندین ساله یک نویسنده و نیز زحمت های افراد مختلف جهت تولید آن تا مرحله بازگشت دوباره این کتاب به عنوان گنجینه ارزشمند مادی و معنوی به چرخه تخمیر و تولید موارد مشابه دیگر هستند؟
دیگر زمان بیداری مسئولین فرهنگی به خصوص در حوزه کتاب فرا رسیده تا راهکاری برای این امر پیدا کنند یا اینکه خود را کنار کشیده و زمینه را برای حضور افرادی با تفکرات بهتر فراهم سازند.

کلید واژه ها:
  • باریش نیوز
مطالب مرتبط
مشاهده مطلب
نظرات مخاطبان
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  • باریش نظراتی را که حاوی توهین ویا کلمات رکیک است منتشر نمی‌کند.
  • لطفآ از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمائید.
  • توصیه می‌شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشرشده، از مثبت و منفی استفاده فرمائید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی‌یابند.